همه ی خیابونا قفل شدن و من کسی رو ندارم باهاش برم بیرون. تنهایی من بیست و سه میلیون و پونصد و چهل و نه هزار و شش صد و شونزده نفره ست. همین قدر شاد، همین قدر خوش رنگ..
برچسب:
نویسنده: الینا کریمی
مامان قبلا گفته بود که خودش نذاشته سه سال اول ازدواجشون بچه دار بشن؛ که ببینه اون ترک میکنه یا نه. این حرفش باعث شده بود دیگه از دستش برای اینکه من به دنیا آورده، عصبانی نباشم. از چند روز پیش که رفته پیش وکیل و بهش گفته که اون با یکی دیگه رابطه داره، خیلی راحت در مورد چیزهایی که قبلا حرف نمی زدیم، حرف می زنیم. امروز گفت که اون سه سال، اون زورش نرسیده که بچه دار بشن چون معتاد بوده. خب.. همه چی عوض شد با این حرفش..
برچسب:
نویسنده: الینا کریمی
برچسب:
نویسنده: الینا کریمی
.and I fell in love with the way he sings Magic for her; even if it's not my love story
برچسب:
نویسنده: الینا کریمی
برچسب:
نویسنده: الینا کریمی
He has declared that he will set you in praise, fame and honor high above all the nations he has made and that you will be a people holy to the LORD your God, as he promised.h
برچسب:
نویسنده: الینا کریمی
امروز پس از مدت ها ده هزار قدم زدم؛ همه ش توو محوطه ی دانشگاه بدون توجه به پا درد. هیچ کدوم از مسیرها رو با تاکسی نرفتم چون دلم میخواد از آخرین پیاده روی های دانشجویی توو دانشگاه تبریز لذت ببرم.
برچسب:
نویسنده: الینا کریمی